السيد الطباطبائي

49

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

را در هر جا بودند به ناسزا و بيزارى از على تكليف مىكرد و هر كه خوددارى مىكرد به قتل مىرسيد . « 1 » سخت‌ترين روزگار براى شيعه سخت‌ترين زمان براى شيعه در تاريخ تشيع همان زمان حكومت بيست ساله معاويه بودكه شيعه هيچ‌گونه مصونيتى نداشت و اغلب شيعيان اشخاص شناخته شده و مارك‌دار بودند و دو تن از پيشوايان شيعه ( امام دوم و امام سوم ) كه در زمان معاويه بودند كمترين وسيله‌اى براى برگردانيدن اوضاع ناگوار در اختيار نداشتند ، حتى امام سوم شيعه كه در شش ماه اول سلطنت يزيد قيام كرد و با همه ياران و فرزندان خود شهيد شد ، در مدت ده سالى كه در خلافت معاويه مىزيست تمكن اين اقدام را نيز نداشت . اكثريت تسنن اين همه كشتارهاى ناحق و بى بندوبارىها را كه به‌دست صحابه و خاصه معاويه و كارگردانان وى انجام يافته است توجيه مىكنند كه آنان صحابه بودند و به مقتضاى احاديثى كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده صحابه مجتهدند و معذور و خداوند از ايشان راضى است و هر جرم و جنايتى كه از ايشان سر بزند معفو است . ولى شيعه اين عذر را نمىپذيرد زيرا : اولا : معقول نيست يك رهبر اجتماعى مانند پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى احياى حق و عدالت و آزادى برپاخواسته و جمعى را هم عقيده خود گرداند كه همه هستى خود را در راه اين منظور مقدس گذاشته آن‌را لباس تحقق بخشند و وقتى كه به منظور خود نايل شد ياران خود را نسبت به مردم و قوانين مقدسه خود آزادى مطلق بخشد و هرگونه حق‌كشى و تبهكارى و بى بند وبارى را از ايشان معفو داند ؛ يعنى با دست و

--> ( 1 ) . النصايح الكافيه ، ص 58 و 64 و 77 - 78